
سخنگوی فارسی زبان ارتش عبری
فاطمه موسویکریمی؛ خبرنگار: شرلی شمسیان بعد از 7 اکتبر به یکی از چهرههای ارتش اسرائیل تبدیل شده که سعی دارد از وسط میلیتاریسم اسرائیلی به افکار عمومی داخل ایران پل بزند.
در دوران جدید، نتیجه نبردها فقط در میدان جنگ مشخص نمیشود. شاید تأثیری که کشورها به کمک رسانه بر اذهان مردم خود و دیگر کشورها میگذارند بهمراتب قدرتمندتر از پیروزیهایی باشد که به کمک اسلحه و تانک و نارنجک بهدست میآورند. اسرائیل هم به اهمیت این موضوع واقف است و حالا سعی دارد در قالب بعضی چهرهها و طرحها و پروژهها قدم در این مسیر بگذارد. نشانهاش؟ حضور چندین سخنگوی فارسیزبان در ارتش این کشور از ابتدای هفتم اکتبر. شمسیان یکی از همین سخنگوهای فارسیزبان است. وی پس از سهدهه، دوباره لباس ارتش اسرائیل را به تن کرده و یکی از چند سخنگوی فارسیزبان ارتش رژیم صهیونیستی است که وظیفه دارد بهزعم خودش مخاطب ایرانی را از «حقایق جنگ» آگاه کند. شرلی در بحبوحه وقایع موسوم به زن زندگی آزادی هم بسیار فعال بود. رؤیای او دوستی مردم ایران و اسرائیل و قدرت گرفتن رضا پهلوی است.
بازگشت به ارتش؛ جنگی دیگر در جبههای دیگر
۷ اکتبر ۲۰۲۳؛ شرلی شمسیان بعد از سالها زندگی در آرامش نسبی، دوباره به صحنه بازمیگردد اما این بار نه در جایگاه سرباز مسلح، بلکه بهعنوان یکی از معدود سخنگویان فارسیزبان ارتش اسرائیل. حالا میدان نبردش نامرئی است؛ میدان رسانه.
او در نخستین ویدئوهایش خطاب به ایرانیان حرفهای موهومی میگوید: «حقیقت را ببینید! رژیم جمهوری اسلامی مالیات شما را خرج حماس میکند، همانطور که زنان را در خیابانهای ایران به جرم سر نکردن روسری میکشد، اینجا هم یهودیان را به جرم یهودی بودن قتلعام میکند.»
اما او چگونه از تهران به این جایگاه رسید؟ چگونه دختری که روزی در ایران به دنیا آمد، حالا درکنار ارتش اسرائیل ایستاده است؟
کودکی در تهران؛ «برگ بر اسرائیل»
شرلی شمسیان در مصاحبه با روزنامه اسرائیلی معاریو مدعی شده در ایران یک زندگی اشرافی داشته است. پدرش که از او هیچ اطلاعاتی در دست نیست در صنعت لباس و پارچه مشغول به کار بوده. شرلی تصریح دارد پدرش در همان موقع هم صهیونیست بود و خودش را از این قماش میدانست. شمسیان از روزهای بعد از پیروزی انقلاب به تلخی یاد میکند. مدعی است نیروهای کمیته از 6 سالگی او را مجبور به پوشیدن روسری میکردند. در مدرسه مجبور بوده علیرغم میل باطنیاش «مرگ بر اسرائیل» بگوید. معلوم نیست او پس از انقلاب به مدرسه مخصوص اقلیتهای مذهبی میرفته یا نه، زیرا در هیچکدام از مصاحبههایش به نام مدرسه اشارهای نکرده؛ اما شرلی برای اینکه به کشور محبوبش دشنام نداده باشد به راهکار بهزعم خودش فوقالعادهای میرسد و بهجای «مرگ بر اسرائیل» میگوید «برگ بر اسرائیل» ولی متأسفانه مدیر مدرسه متوجه این حربه حرفهای میشود و میفهمد دانشآموزش این شعار را درست تکرار نمیکند، پس راهکاری را پیشمیگیرد که در آن روزها بسیار رواج داشت! پلیس را خبر میکند و نیروهای پلیس در روز روشن به مدرسه دخترانه هجوم میبرند و شرلی مبارز را میان اشک و غم دوستانش دستگیر میکنند. البته در آن زمان این پایان ماجرا نبود؛ چراکه بهگفته خود شرلی پلیس میخواست درس عبرت خوبی به همه کسانی بدهد که علیه اسرائیل شعار نمیدادند، پس این نوجوان 14 ساله مبارز را به انفرادی انداخت تا حساب کار دست بقیه بیاید. وقتی خانوادهاش متوجه موضوع شدند، بهسرعت خودشان را به اداره پلیس رساندند ولی گناه او سنگینتر از آن بود که سریع از انفرادی آزاد شود، درنتیجه چندین روز او را نگه داشتند و بعد او را به دادگاه معرفی کردند! در برهوت وجود انسانهای خوب در آن زمان، ظاهراً آقای قاضی دلش برای این نوجوان مبارز سوخت و در ازای دریافت رشوه حاضر شد برای او حکمی صادر نکند، به این شرط که آنها دیگر در ایران نمانند.
از فرار تا پذیرش در سرزمین موعود
شرلی و خانوادهاش پس از آن ماجرا بهسرعت ایران را ترک کردند. پدرش برای اینکه حکومت متوجه فرار خانوادهاش نشود در ایران ماند و یکسال بعد به آنها پیوست. ترکیه اولین ایستگاهشان و مقصد نهایی هم اسرائیل بود، مثل همه مهاجرتهای سازمانیافته یهودیان به فلسطین پای آژانس یهود به میان میآید و با کمک آژانس کل خانواده به اسرائیل مهاجرت میکنند. برخلاف انتظار شرلی، زندگی در این کشور چندان آسان نیست: «شهروندان اسرائیلی اول مرا ایرانی میدیدند، نه اسرائیلی. برایشان پذیرفتن من سخت بود اما من فقط میخواستم بخشی از این جامعه باشم.»
او طبق قانون اسرائیل دوسال خدمت سربازی را میگذراند، با بنهور شمسیان- که خانواده او هم در صنعت پارچه و لباس فعالیت میکردند- ازدواج میکند، صاحب چهار فرزند میشود، در فروشگاه برند crazy line فعالیت میکند و کمکم جایگاهش را در اسرائیل پیدا میکند. حالا شرلی اسرائیل را وطن حقیقی خود میداند و میگوید در فردای آزادی ایران دوست دارد بهعنوان توریست به این کشور بیاید و حاضر نیست در آن زندگی کند: «همانطور که یهودیان مراکشی میتوانند به مراکش سفر کنند، ما هم دوست داریم به ایران برویم و سپس به کشور خودمان برگردیم، چون ما کشور دیگری نداریم. ما مردمی خاص هستیم. در هر جای دیگر دنیا، وقتی جنگی رخ میدهد، مردم فرار میکنند اما اینجا برعکس است. ما تنها کشوری در دنیا هستیم که وقتی جنگ میشود، مردم به خانه برمیگردند تا از کشورشان دفاع کنند. کجای دنیا چنین چیزی اتفاق میافتد؟»
ورود به رادیو اسرائیل
سال ۲۰۱۴؛ جنگ غزه شدت گرفته اما اسرائیل در فضای رسانههای فارسیزبان حضور چندانی ندارد. شرلی شمسیان دوباره احساس میکند باید اقدامی انجام دهد و صدای مظلومیت کشورش در عملیات بنیان مرصوص (که اسرائیل آن را protective edge مینامد) را به گوش ایرانیان برساند، زیرا در تلویزیون دولتی ایران، اسرائیل بهعنوان نیروی متخاصم معرفی میشد و هیچ رسانه فارسیزبانی وجود نداشت که روایت غیرواقعی را منعکس کند. در آن زمان او داوطلبانه در رادیو اسرائیل مشغول به کار شد تا بتواند با مخاطب ایرانی و فارسیزبان راحتتر ارتباط برقرار کند. او همچنین بهزعم خودش این افتخار را دارد که توانسته اولین نفری باشد که با شاهزاده رضا پهلوی مصاحبه کند. پس از این مصاحبه او از همیشه معروفتر شد. البته فعالیتهای داوطلبانه شرلی شمسیان به این مورد خلاصه نمیشود. او در همان سالها در شبکه تلویزیونی ایران آریایی (شبکه سلطنتطلب و اپوزیسیون ایرانی) هم میزبان یک تاکشوی هفتهای بود. پس از تعطیلی رادیو اسرائیل در سال ۲۰۱۷، او در تأسیس «رادیو پیام» مشارکت کرد؛ شبکهای رادیویی که هدفش رساندن اخبار بیسانسور! و جهتگیری به ایرانیانی است که بهخاطر سانسورها از دسترسی به اخبار واقعی محرومند! اخبار این شبکه بر ادعاهای نقض حقوق بشر در ایران، نقش ایران در ناامنیهای منطقهای و دیدگاه اسرائیل در مورد مناسبات کشورهای خاورمیانه متمرکز است.
بازگشت به ارتش؛ مأموریت جدید
پس از اتفاقات ۷ اکتبر شرلی حس کرد نمیتواند ساکت بنشیند و کاری نکند پس با دوستش در ارتش اسرائیل (که احتمالاً تنها ارتشی است که در عنوان رسمیاش از کلمه دفاع استفاده کرده) تماس گرفت و خواهان عضویت در ارتش بهعنوان سخنگو شد. او از آن زمان تابهحال هفتویدئو ساخته. فعالیتهای رسانهای وی البته به این موارد محدود نمیشود. او از سال گذشته میلادی هم بههمراه کمال پنحاسی میزبان پادکست «صدای ارتش راستین» شده که قرار است داستانهایی در مورد ارتش اسرائیل را برای مخاطب ایرانی روایت کند. وی ارتباط نزدیکی با منشه امیر هم دارد و برنامههای زیادی را کنار هم اجرا کردهاند. شرلی شمسیان از تعداد کم سخنگویان فارسیزبان ارتش اسرائیل ناراضی است و امیدوار است بهزودی تعدادشان بیشتر شود تا ایرانیان بیشتری با حقایق اتفاقات اسرائیل و اتفاقات پس از ۷ اکتبر آشنا شوند.
محدوده تأثیر بین مخاطبان فارسیزبان
بااینحال تأثیرگذاری سخنگویان فارسیزبان ارتش اسرائیل در جامعه ایرانی محل بحث است. درحالیکه این افراد تلاش دارند روایتهای خود را به مخاطبان ایرانی برسانند، به نظر میرسد عمدتاً در میان گروههای خاصی از اپوزیسیون خارج از کشور شنیده میشوند. در داخل ایران، واکنشها به فعالیتهای آنها متفاوت است؛ برخی با بیتوجهی از کنار آن میگذرند، برخی آن را بخشی از جنگ رسانهای میان دولتها میدانند و برخی دیگر نیز با دید انتقادی به این نوع تلاشها نگاه میکنند. درمجموع این نوع فعالیتها بیشتر در میان مخاطبان از پیش همسو بازتاب دارد و کمتر توانسته در میان اقشار گستردهتر جامعه ایران توجه جدی جلب کند.