
مربی مهدی طارمی، پادشاه مربیان سری آ شد؛ مردی با پالتوی آبی و نیمکتی از طلا!
سیمونه اینزاگی، سرمربی اینتر، «نیمکت طلایی» را بالا میبرد؛ جایزهای که از سوی همکارانش در سی و سومین دوره در مرکز فنی کوورچانو به او اهدا شد.
روزنامه گاتزتا دلواسپرت با این مقدمه نوشت؛ او با ۲۶ رأی بر جان پیرو گاسپرینی و وینچنزو ایتالیانو غلبه کرد و برای نخستینبار برنده این جایزه شد. حالا او آماده است برای «سه ماه پایانی هیجانانگیز» که میخواهد در آن جامی برای اینتر کسب کند: «سه ماه تعیینکننده در راه است و میخواهیم برای همهچیز بجنگیم.»
سیمونه، با پالتوی آبیرنگ و قطاری که منتظرش است، با لبخند میگوید: «دریافت این جایزه، افتخاری بزرگ است، بهویژه در جایی که همه ما از آن آغاز کردهایم. این افتخار را با همکارانم، مدیران و مالکانم در اینتر، و البته با لاتزیو که همواره کنارم بودند، شریک میدانم. بازیکنانم همیشه یاریام کردند، این جایزه متعلق به آنها هم هست. و البته برای خانوادهام نیز هست، چون با این تقویم فشرده، کمتر در خانه بودهام… من در اینتر احساس خوبی دارم و خانوادهام در میلان راحت هستند.»
همهچیز در بازی
در آستانه خط پایانی، همهچیز روی میز است: «قهرمانی در سری A، لیگ قهرمانان، فینال کوپا ایتالیا؟ سه ماه آینده پر از بازیهای دشوار خواهد بود، هم در ایتالیا و هم در اروپا. اما ما دقیقاً میخواستیم در این نقطه از فصل باشیم تا برای همه چیز بجنگیم. و متوقف نمیشویم. اینکه سال آینده هم این جایزه را ببرم؟ باید دید… این سه ماه بسیار مهماند. و همچنین جام جهانی باشگاهها؛ میخواهیم در همه رقابتها رقابتی باقی بمانیم. قهرمانی در سری A؟ همه تیمها بازیهای زیادی داشتند، ما و آتالانتا بیشتر. از اول میدانستیم فصل سنگینی خواهیم داشت. مصدومیتهایی پیش آمد، اما امیدواریم بازیکنان را در زمانهای حساس بازگردانیم.»
سیمونه اغلب آنگونه که باید، تحسین نمیشود. خودش چه میگوید؟ «دریافت این جایزه از طرف همکارانم واقعاً ارزشمند است. در اینتر احساس میکنم قدردان زحماتم هستند، اما ما مربیان هر ۷۲ ساعت قضاوت میشویم، پس باید ادامه داد.»
اسپالتی و موتا
سیمونه درباره تیم ملی ایتالیا هم صحبت کرد و از لوچانو اسپالتی تمجید کرد که در کوورچانو نیز حاضر بود: «ما با حریفی بزرگ بازی کردیم. تیم ملی فقط یک نیمه بد داشت، در دورتموند. تیم در دستان مربی خوبیست، تیمی جوان که رشد میکند.» درباره اخراج تیاگو موتا هم گفت: «او همکار قابل احترامیست و از این اتفاق ناراحت شدم.»
سپس راهی ایستگاه قطار میشود. با پالتویی آبی، و «نیمکتی» از طلا.