به روز شده در: ۲۱ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۶:۵۰
کد خبر: ۷۴۸۳۴۶
تاریخ انتشار: ۰۸:۲۸ - ۲۱ ارديبهشت ۱۴۰۵
ارسال پاسخ ایران به پیشنهادهای آمریکا به موازات انجام حملاتی در منطقه

خاورمیانه در برزخ توافق

روزنو :روز گذشته و در‌حالی‌که منطقه سی‌وسومین روز آتش‌بس میان ایران و آمریکا را پشت سر ‌گذاشت، خاورمیانه بار دیگر صحنه تلاقی امید و اضطراب شد؛ روزی که هم‌زمان نشانه‌هایی از تحرکات دیپلماتیک و سایه‌هایی از ناامنی را در خود داشت. از یک سو، خبر ایرنا دال بر ارسال پاسخ جمهوری اسلامی ایران به آخرین متن پیشنهادی آمریکا از طریق میانجی پاکستانی، این گمانه را تقویت کرد که مسیر گفت‌وگو همچنان گشوده است و تهران و واشنگتن، با وجود همه تنش‌ها، هنوز پنجره دیپلماسی را کاملا نبسته‌اند.
خاورمیانه در  برزخ توافق

 

روز گذشته و در‌حالی‌که منطقه سی‌وسومین روز آتش‌بس میان ایران و آمریکا را پشت سر ‌گذاشت، خاورمیانه بار دیگر صحنه تلاقی امید و اضطراب شد؛ روزی که هم‌زمان نشانه‌هایی از تحرکات دیپلماتیک و سایه‌هایی از ناامنی را در خود داشت. از یک سو، خبر ایرنا دال بر ارسال پاسخ جمهوری اسلامی ایران به آخرین متن پیشنهادی آمریکا از طریق میانجی پاکستانی، این گمانه را تقویت کرد که مسیر گفت‌وگو همچنان گشوده است و تهران و واشنگتن، با وجود همه تنش‌ها، هنوز پنجره دیپلماسی را کاملا نبسته‌اند. پیش‌تر نیز اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه، تأکید کرده بود که ایران پس از جمع‌بندی نهایی، دیدگاه‌ها و ملاحظات خود را درباره پیشنهادهای آمریکا منتقل خواهد کرد؛ پیشنهادی که محور اصلی آن، پایان‌دادن به جنگ و مهار بحران در منطقه عنوان شده است. مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهوری هم اعلام کرد «اگر سخنی از مذاکره مطرح می‌شود، به معنای تسلیم یا عقب‌نشینی نیست، بلکه هدف، احقاق حقوق ملت ایران است». البته در سوی دیگر، میدان تحولات امنیتی روایت متفاوتی داشت. حملات و رخدادهای امنیتی در امارات، کویت و قطر، بار دیگر نشان داد که آتش‌بس موجود، بیش از آنکه صلحی پایدار باشد، تعلیقی شکننده بر فراز انبار باروت خاورمیانه است. منطقه اکنون در وضعیتی ایستاده که هر جرقه‌ای، حتی محدود، می‌تواند معادلات را دگرگون کند و مسیر مذاکرات را با مخاطره‌ای جدید مواجه کند.

روی مدار تنش

تنش‌های امنیتی در خلیج فارس و آب‌های پیرامونی تنگه هرمز، بار دیگر منطقه را وارد مرحله‌ای تازه از بی‌ثباتی کرده است؛ مرحله‌ای که در آن، هم‌زمان با ادامه تلاش‌های دیپلماتیک برای تثبیت آتش‌بس میان تهران و واشنگتن، اخبار مربوط به انفجارها، حملات پهپادی، جابه‌جایی تجهیزات نظامی و هشدارهای متقابل، فضای منطقه را به‌شدت ملتهب کرده است. در تازه‌ترین تحول، ظهر یکشنبه صدای انفجار شدیدی در چابهار شنیده شد؛ انفجاری که در ساعات ابتدایی نگرانی‌هایی درباره حمله احتمالی به این بندر راهبردی ایجاد کرد، اما ساعاتی بعد مسئولان سپاه شهرستان اعلام کردند که این صدا ناشی از عملیات خنثی‌سازی مهمات عمل‌نشده جنگ تحمیلی بوده و جای نگرانی وجود ندارد. بر‌اساس این توضیح، عملیات امحا و خنثی‌سازی مهمات آمریکایی-صهیونیستی در روزهای آینده نیز ادامه خواهد داشت.

پیش از اعلام رسمی سپاه، مهر از شنیده‌شدن «انفجار شدید» در چابهار خبر داده و نوشته بود هنوز جزئیاتی از علت و محل دقیق حادثه منتشر نشده است. هم‌زمان با این تحولات، مجموعه‌ای از رخدادهای امنیتی در قطر، کویت و امارات، نگرانی‌ها درباره گسترش دامنه تنش‌ها در منطقه را تشدید کرد. وزارت دفاع قطر اعلام کرد یک کشتی باری در آب‌های سرزمینی این کشور در شمال شرقی بندر مسیعید هدف حمله پهپادی قرار گرفته است. مرکز عملیات دریایی بریتانیا نیز در گزارشی جداگانه تأیید کرد که یک کشتی فله‌بر در نزدیکی دوحه هدف اصابت «پرتابه‌ای ناشناس» قرار گرفته، اما آتش‌سوزی ناشی از آن مهار شده و تلفات جانی گزارش نشده است. ساعاتی بعد خبرگزاری فارس مدعی شد کشتی هدف قرار‌گرفته متعلق به آمریکا بوده و با پرچم ایالات متحده تردد می‌کرده است. در کویت نیز رویترز به نقل از منابع خود گزارش داد که این کشور برای نخستین بار از زمان اعلام آتش‌بس میان ایران و آمریکا با ورود پهپادها به حریم هوایی خود مواجه شده است. هم‌زمان وزارت دفاع امارات نیز مدعی شد دو پهپاد را که وارد حریم هوایی این کشور شده بودند، رهگیری و منهدم کرده است.

 تهران، از تمایل به مذاکره تا هشدار صریح برای تغییر معادلات

در همین شرایط، در داخل ایران نیز مقامات همچنان بر ادامه مسیر مذاکره در کنار حفظ توان بازدارندگی تأکید دارند. مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهوری، طی سخنانی در جلسه کارگروه بازسازی خسارات ناشی از جنگ تحمیلی سوم، اعلام کرد که اگر سخنی از مذاکره مطرح می‌شود، به معنای «تسلیم یا عقب‌نشینی» نیست، بلکه هدف، احقاق حقوق ملت ایران است. او با اشاره به شرایط ناشی از جنگ تأکید کرد مردم ایران در حال انجام «جهاد اکبر» هستند. البته برخی از مقام‌های نظامی و سیاسی کشورمان مواضع متفاوتی درباره تحولات اخیر اتخاذ کرده‌اند. سردار ابوالفضل شکارچی، سخنگوی ارشد نیروهای مسلح، با تأکید بر اینکه «ابتکار عمل در دست ایران است»، هشدار داد هر کشوری که علیه ایران اقدام کند با پاسخ قاطع مواجه خواهد شد. او گفت که با وجود «شیطنت‌های آمریکا»، توان رزمی نیروهای ایرانی در سطح بسیار مطلوبی قرار دارد.

هم‌زمان سخنگوی ارتش جمهوری اسلامی نیز از عملیات جنگنده‌های ایرانی علیه پایگاه‌های آمریکا در کویت، قطر و اربیل در روزهای ابتدایی جنگ خبر داد و اعلام کرد این عملیات‌ها با موفقیت انجام شده و جنگنده‌های اف-۵ سالم به کشور بازگشته‌اند. به گفته او، جنگنده‌های سوخو-۲۴ در مسیر بازگشت هدف قرار گرفتند؛ موضوعی که به گفته او ناشی از تقویت سامانه‌های پدافندی دشمن در روزهای بعد از آغاز درگیری‌ها بوده است. ابراهیم رضایی، نماینده مجلس نیز  اعلام کرد «از امروز خویشتن‌داری ایران تمام شده» و هر تعرضی به شناورهای ایرانی با پاسخ سنگین به پایگاه‌ها و شناورهای آمریکایی همراه خواهد بود. او همچنین تأکید کرد «ساعت به ضرر آمریکایی‌ها در حال حرکت است» و واشنگتن باید خود را با «نظم منطقه‌ای جدید» تطبیق دهد.

 تلاش برای مهار بحران

هم‌زمان با افزایش تنش‌های میدانی، تحرکات دیپلماتیک برای جلوگیری از گسترش بحران نیز شدت گرفته است. در مهم‌ترین تماس دیپلماتیک روز یکشنبه، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در گفت‌وگوی تلفنی با شیخ محمد بن عبدالرحمن آل‌ثانی، نخست‌وزیر و وزیر خارجه قطر، درباره آخرین تحولات منطقه و روندهای دیپلماتیک رایزنی کرد. قطری‌ها هم‌زمان رایزنی‌ گسترده‌ای را با پاکستان، عربستان و آمریکا دنبال کرده‌اند. وزارت خارجه قطر اعلام کرد که نخست‌وزیر این کشور در گفت‌وگویی تلفنی با شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، درباره تلاش‌های میانجی‌گرانه برای پایان بحران تبادل نظر کرده است. دوحه در این تماس از تلاش‌های پاکستان قدردانی و بر حمایت کامل خود از مسیر میانجیگری تأکید کرده است.

هم‌زمان، نخست‌وزیر و وزیر خارجه قطر در میامی با مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، و استیو ویتکاف، فرستاده ویژه واشنگتن در امور خاورمیانه، دیدار کرد. وزارت خارجه قطر اعلام کرد در این دیدار، روند میانجیگری دوحه و راه‌های کاهش تنش‌ها بررسی شده و طرف قطری بر ضرورت همراهی همه بازیگران منطقه‌ای با تلاش‌های دیپلماتیک تأکید کرده است. اکسیوس نیز به نقل از منابع خود گزارش داد که نشست روبیو و ویتکاف با مقام‌های قطری، بر دستیابی به «یادداشت تفاهم برای پایان جنگ» متمرکز بوده است. بر‌اساس این گزارش، قطر، پاکستان، مصر، ترکیه و عربستان به‌ طور هماهنگ در حال تلاش برای پیشبرد توافق میان تهران و واشنگتن هستند و میانجی‌ها از دو طرف خواسته‌اند تنش‌ها را کاهش داده و بر حصول توافق تمرکز کنند. در همین چارچوب شیخ محمد بن عبدالرحمن آل‌ثانی، وزیر خارجه قطر و فیصل بن فرحان، وزیر خارجه عربستان نیز درباره آتش‌بس میان ایران و آمریکا گفت‌وگو کردند. در این رایزنی، دو طرف بر ضرورت حمایت از تلاش‌های میانجی‌گرانه و دستیابی به توافقی پایدار که مانع بازگشت تنش‌ها شود، تأکید کردند. عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان نیز اعلام کرد اسلام‌آباد «بی‌طرفانه» و با هدف دستیابی به صلحی پایدار در حال میانجیگری است و تمام تلاش خود را برای موفقیت این روند به کار خواهد گرفت.

در ادامه همین تحرکات دیپلماتیک، عبدالرضا رحمانی‌فضلی، سفیر جمهوری اسلامی ایران در چین هم طی نشست خبری روز جمعه ۱۸ اردیبهشت سفارت ایران در پکن که با محوریت تشریح اهداف سفر اخیر سیدعباس عراقچی به چین برگزار شد، از توافق تهران و پکن برای پیگیری پیشنهاد چهار ماده‌ای شی جین‌پینگ درباره امنیت و ثبات منطقه خبر داد. به گفته او، این طرح که در جریان سفر ولیعهد امارات به پکن مطرح شده، بر همکاری جمعی، هم‌زیستی مسالمت‌آمیز، احترام به حاکمیت ملی، پایبندی به قوانین بین‌المللی و پیوند امنیت با توسعه در خلیج فارس و خاورمیانه تأکید دارد. رحمانی‌فضلی اعلام کرد ایران از این ابتکار حمایت کرده و دو طرف قرار است برای عملیاتی‌شدن آن همکاری کنند.

در سطح منطقه‌ای نیز ترکی الفیصل، رئیس اسبق سازمان اطلاعات عربستان، هشدار داد که اگر طرح اسرائیل برای کشاندن عربستان و ایران به جنگ مستقیم موفق می‌شد، کل منطقه به ویرانی کشیده می‌شد و اسرائیل به تنها بازیگر مسلط منطقه تبدیل می‌شد. او گفت ریاض عامدانه از ورود به چنین جنگی پرهیز کرده تا منطقه وارد چرخه نابودی نشود. هم‌زمان رسانه‌های غربی نیز تصویری از افزایش توان بازدارندگی ایران ارائه می‌کنند. فایننشال‌تایمز گزارش داد ایران بیش از هزار قایق بدون سرنشین و بین ۵۰۰ تا هزار قایق تندروی تهاجمی در اختیار دارد که در کنار موشک‌ها و پهپادها می‌توانند عبور‌و‌مرور کشتی‌ها در تنگه هرمز را مختل کنند. این رسانه به نقل از کارشناسان نظامی نوشت ایران تنها با تهدید چند کشتی می‌تواند بازارهای جهانی را دچار هراس کند، در‌حالی‌که آمریکا ناچار است از تقریبا تمام کشتی‌های عبوری حفاظت کند. در همین حال، سخنگوی ارتش جمهوری اسلامی نیز اعلام کرد دشمن همچنان در حال جابه‌جایی تجهیزات نظامی خود در منطقه است، اما ایران نیز بانک اهداف خود را به‌روزرسانی و مواضع پدافندی و آفندی خود را بازتنظیم کرده است.

 نوذر شفیعی: تا وقتی درباره نقطه آغاز مذاکرات توافقی وجود ندارد، نمی‌توان چشم‌انداز مثبتی ترسیم کرد

در راستای تحلیل آینده مذاکرات پس از ارسال پاسخ تهران به بسته آمریکا، نوذر شفیعی، در نگاهی نه‌چندان خوش‌بینانه و طی گفت‌وگویی با «شرق»، باز هم چشم‌انداز توافق و سرنوشت مذاکرات را در «هاله‌ای از ابهام» می‌داند؛ چرا‌که به باور این استاد دانشگاه، «بدون اطلاع دقیق از محتوای مذاکرات، هرگونه تحلیل درباره آینده آن بیشتر بر پایه گمانه‌زنی‌های رسانه‌ای است تا واقعیت‌های میدانی و دیپلماتیک». با این حال این تحلیلگر ارشد حوزه بین‌الملل خاطرنشان می‌کند که اختلاف تهران و واشنگتن دیگر صرفا بر سر «موضوع مذاکره» نیست، بلکه حتی درباره «فرایند مذاکره» نیز شکاف عمیقی میان دو طرف وجود دارد؛ شکافی که می‌تواند هرگونه امید به پایان تنش‌ها را با تردید جدی مواجه کند. شفیعی در ادامه با اشاره به فضای مبهم حاکم بر رایزنی‌ها تأکید می‌کند «هر تحلیلی درباره آنچه میان ایران و آمریکا می‌گذرد، نیازمند اطلاع دقیق از متن پیشنهادها و پاسخ‌های ردوبدل‌شده است. در‌حالی‌که ما اکنون عمدتا بر‌اساس برداشت‌های رسانه‌ای و اظهارات پراکنده مقامات قضاوت می‌کنیم».

او معتقد است‌ «اگر آنچه از لحن و مواضع مقام‌های آمریکایی برداشت می‌شود صحیح باشد و واشنگتن همچنان بر برچیده‌شدن تأسیسات هسته‌ای ایران‌ از‌جمله سایت‌های اصفهان، نطنز و فردو و همچنین تحویل اورانیوم غنی‌شده ۶۰‌درصدی اصرار داشته باشد، اساسا مسیر مذاکرات از ابتدا با بن‌بست روبه‌رو خواهد شد و پاسخ تهران هم راهگشا نخواهد بود». به گفته استاد روابط بین‌الملل، «این مسئله صرفا یک اختلاف فنی یا دیپلماتیک نیست، بلکه به موضوعی حیثیتی و امنیتی برای جمهوری اسلامی تبدیل شده است». او می‌گوید: «با توجه به حساسیت‌های شکل‌گرفته در افکار عمومی و میان جریان‌های مختلف سیاسی در ایران، اساسا امکان پذیرش چنین خواسته‌ای برای تهران وجود ندارد. بنابراین اگر چارچوب مطلوب آمریکا همین باشد و ایران نیز همچنان مخالفت قاطع خود را حفظ کند، باید گفت مذاکرات پیشاپیش با شکست مواجه شده است».

این استاد روابط بین‌الملل در ادامه، نکته مهم‌تری را مطرح می‌کند؛ اختلافی که به باور او حتی فراتر از محتوای مذاکرات است. شفیعی توضیح می‌دهد:‌ «اختلاف فقط بر سر موضوع مذاکره نیست، بلکه بر سر فرایند و نقطه آغاز مذاکرات نیز شکاف جدی وجود دارد». او با اشاره به آخرین مواضع مقام‌های ایرانی می‌گوید:‌ «تهران معتقد است ابتدا باید جنگ و تنش‌های میدانی پایان یابد، مسئله امنیت منطقه و به‌ویژه تنگه هرمز حل‌وفصل شود و سپس مذاکرات درباره پرونده هسته‌ای آغاز شود. در مقابل، آمریکا پایان جنگ را منوط به حل‌وفصل مسئله هسته‌ای ایران می‌داند».

از نگاه شفیعی، همین تفاوت بنیادین در تعریف «نقطه آغاز» مذاکرات، چشم‌انداز توافق را به‌شدت پیچیده کرده است. او می‌افزاید:‌ «ایران پایان جنگ را مقدمه ورود به مذاکرات می‌داند، اما آمریکایی‌ها حل مسئله هسته‌ای را پیش‌شرط پایان تنش‌ها تلقی می‌کنند. وقتی دو طرف حتی درباره آغاز مسیر هم توافق ندارند، طبیعتا نمی‌توان تصویر روشنی از آینده ارائه داد». در بخش دیگری از این گفت‌وگو، بحث به نقش بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای در مدیریت بحران کشیده می‌شود؛ به‌ویژه پاکستان و چین که طی هفته‌های اخیر نام آنها بیش از گذشته در تحولات دیپلماتیک پیرامون تهران و واشینگتن شنیده می‌شود. شفیعی در این خصوص معتقد است: «اسلام‌آباد از ابتدا تلاش کرده نقش میانجی را ایفا کند، اما این تلاش‌ها تا حد زیادی در هماهنگی با پکن انجام شده است».

او درباره چین دو سناریوی متفاوت را مطرح می‌کند؛ سناریوی نخست آن است که «پکن بخواهد خود را به‌عنوان یک بازیگر مسئول در عرصه بین‌المللی تثبیت کند؛ کشوری که با طرح «ابتکار امنیت جهانی» تلاش دارد مذاکره را جایگزین جنگ کند و نقش سازمان ملل را در حل بحران‌ها تقویت کند». شفیعی در این‌باره می‌گوید: «اگر چین واقعا بخواهد در چارچوب این ابتکار حرکت کند، طبیعی است که برای پایان‌دادن به بحران ایران و آمریکا نقش فعال‌تری ایفا کند؛ به‌ویژه آنکه ادامه بحران، اقتصاد جهانی و منافع چین را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد». اما او هم‌زمان به سناریوی دیگری نیز اشاره می‌کند؛ سناریویی که بر‌اساس رقابت راهبردی پکن و واشینگتن تعریف می‌شود. به باور این مدرس دانشگاه، «چین ممکن است چندان هم بی‌میل نباشد که آمریکا در خلیج فارس درگیر یک بحران فرسایشی باقی بماند». او توضیح می‌دهد‌: «رقابت اصلی آینده جهان میان چین و آمریکاست. اگر واشینگتن در خاورمیانه گرفتار شود، بخشی از توان و تمرکز خود را از دست می‌دهد و این می‌تواند به نفع چین تمام شود».

تحلیلگر حوزه شرق آسیا تأکید می‌کند:‌ «آینده نقش‌آفرینی پکن در بحران ایران و آمریکا دقیقا به همین دوگانه بستگی دارد؛ اینکه رهبران چین کدام رویکرد را برای منافع بلندمدت خود سودمندتر بدانند؛ آیا پکن به دنبال تثبیت جایگاه خود به‌عنوان میانجی و بازیگر مسئول جهانی است یا ترجیح می‌دهد فرسایش قدرت آمریکا در منطقه ادامه یابد؟». کارشناس مسائل بین‌الملل در پایان گفت‌وگو با «شرق» جمع‌بندی می‌کند: «شرایط کنونی بیش از هر زمان دیگری پیچیده و چندلایه شده است؛ وضعیتی که در آن نه نشانه‌های روشنی از جنگ تمام‌عیار دیده می‌شود و نه اراده‌ای قطعی برای صلح پایدار». به باور او، «تا زمانی که شکاف‌های بنیادین میان تهران و واشینگتن درباره اصل موضوع، فرایند مذاکرات و حتی تعریف پایان بحران پابرجا باشد، منطقه همچنان در وضعیت تعلیق و بی‌ثباتی باقی خواهد ماند؛ تعلیقی که هر لحظه می‌تواند به سمت تنش بیشتر یا توافقی شکننده حرکت کند».

 ابراهیم فراهانی: از این به بعد، جنگ بیشتر وارد مرحله فرسایشی می‌شود؛ مرحله‌ای که در آن نه پیروزی قاطعی وجود دارد و نه امکان حذف کامل طرف مقابل

ابراهیم فراهانی در گفت‌وگو با «شرق» و در تحلیل چشم‌انداز تنش میان تهران و واشینگتن و موانع پیش‌روی توافق، معتقد است‌ با وجود ارسال پاسخ ایران به آمریکا و افزایش گمانه‌ها درباره کاهش تنش‌ها، روابط دو کشور و شرایط منطقه پس از یک ماه آتش‌بس شکننده، وارد وضعیتی مبهم شده است؛ وضعیتی که نه می‌توان آن را جنگی تمام‌عیار توصیف کرد و نه صلحی پایدار و قابل اتکا. به باور او، «شرایط موجود بیش از هر چیز شبیه یک بازی فرسایشی است؛ وضعیتی که در آن نه تهران تمایلی به آغاز جنگی تازه دارد و نه واشینگتن از تداوم درگیری، دستاورد راهبردی جدیدی به دست خواهد آورد. با این حال، مجموعه‌ای از عوامل داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی همچنان مانع از شکل‌گیری یک توافق نهایی شده‌اند».

تحلیلگر ارشد حوزه سیاست خارجی در ادامه، ضمن اشاره به تجربه برگزاری نشست اسلام‌آباد و برخی نشانه‌های کم‌سابقه در فضای سیاسی، تأکید دارد:‌ «برای نخستین بار در پاکستان برخی تابوها شکسته شده است. دیدیم که آقای قالیباف و برخی چهره‌های سیاسی در فضایی متفاوت ظاهر شدند؛ هرچند همچنان احتیاط بر همه چیز سایه انداخته و حتی تصویری رسمی نیز منتشر نشد. این یعنی فضای جدیدی در حال شکل‌گیری است، اما هنوز هیچ‌کس نمی‌تواند پیش‌بینی دقیقی از آینده داشته باشد». او تصریح می‌کند:‌ «همچنان نیروهایی در داخل و خارج از ایران وجود دارند که اساسا تمایلی به عادی‌سازی روابط تهران و واشینگتن ندارند». به گفته این مدرس دانشگاه، «بخشی از مخالفان مذاکره در داخل کشور همچنان با نگاه ایدئولوژیک و ژئوپلیتیک، هرگونه توافق را تهدید تلقی می‌کنند و در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز بازیگرانی هستند که از تداوم تنش سود می‌برند».

فراهانی درباره عوامل خارجی خاطرنشان می‌کند:‌‌ «روسیه  نیز تا زمانی که بحران اوکراین به سرانجام نرسد، از تداوم تنش میان ایران و غرب متضرر نمی‌شود. افزایش قیمت انرژی و محدود‌ماندن ظرفیت صادرات ایران، در عمل به نفع مسکو تمام می‌شود. همین مسئله باعث می‌شود اراده لازم برای رسیدن سریع به توافق، هم در تهران و هم در واشینگتن با تردید همراه باشد». با چنین برداشتی، او معتقد است ‌«جنگ اخیر نشان داد دو طرف (ایران و آمریکا) تا حد زیادی ظرفیت‌های سخت خود را به میدان آورده‌اند و ادامه این وضعیت، بیش از آنکه دستاورد نظامی داشته باشد، هزینه‌زا خواهد بود». به همین دلیل فراهانی این تحلیل را دارد که «اگر آمریکا قرار بود اقدام تعیین‌کننده‌ای انجام دهد، تاکنون انجام داده است؛ از هدف قرار‌دادن فرماندهان تا ضربه به زیرساخت‌ها. آثار این حملات را امروز در زندگی روزمره مردم می‌بینیم. از آن سو، ایران هم نشان داده توان پاسخ‌گویی و ایجاد هزینه برای طرف مقابل را دارد. بنابراین از این به بعد، جنگ بیشتر وارد مرحله فرسایشی می‌شود؛ مرحله‌ای که در آن نه پیروزی قاطعی وجود دارد و نه امکان حذف کامل طرف مقابل».

از این زاویه، فراهانی با اشاره به فشار بر سامانه‌های دفاعی آمریکا و متحدانش در منطقه، این برداشت را دارد که «سامانه‌های پاتریوت و تاد که برای دفاع از اسرائیل و جنوب خلیج فارس استفاده می‌شوند، تحت فشار جدی قرار گرفته‌اند. در مقابل، ایران هم تمایلی به گسترش درگیری یا بستن تنگه هرمز ندارد؛ چون هرگونه محاصره دریایی می‌تواند به یک فاجعه منطقه‌ای تبدیل شود. شاید افزایش قیمت بنزین به واسطه این جنگ برای شهروند آمریکایی فشار ایجاد کند، اما اثر جنگ بر اقتصاد ایران را نیز نمی‌توان نادیده گرفت».

او با اشاره به چشم‌انداز بازار ارز و طلا می‌گوید «نشانه‌های بازار از مدت‌ها قبل احتمال مشکلاتی را نشان می‌داد و اکنون نیز نگرانی‌هایی وجود دارد، مگر آنکه به سمت پایان دائمی جنگ و توافق حرکت کنند». این تحلیلگر سیاسی در عین حال معتقد است: «شرایط داخلی آمریکا نیز برای دونالد ترامپ چندان باثبات نیست و همین مسئله می‌تواند به فرصتی برای ایران تبدیل شود». او توضیح می‌دهد که «ترامپ هم در موقعیت شکننده‌ای قرار دارد؛ هم به دلیل فشارهای اقتصادی ناشی از بحران انرژی و هم به دلیل نزدیکی انتخابات کنگره و فضای سیاسی آمریکا. ایران می‌تواند از این وضعیت برای گرفتن امتیازات بیشتر استفاده کند، به‌ویژه اگر با انسجام داخلی وارد مذاکره شود».

این مدرس دانشگاه با ارجاعی به نقش محمدباقر قالیباف در تحولات سیاسی اخیر، ابراز امیدواری می‌کند‌ «رئیس مجلس بتواند نقشی شبیه به اکبر هاشمی‌رفسنجانی در پایان جنگ ایران و عراق ایفا کند». فراهانی، مسئله را چنین تبیین می‌کند:‌ «در جنگ هشت‌ساله، زمانی که تصمیم به پایان جنگ گرفته شد، بخشی از اختیارات به آقای هاشمی واگذار شد و او توانست مسیر پایان جنگ را مدیریت کند. امروز هم شاید قالیباف بتواند چنین نقشی ایفا کند، به‌خصوص اگر میانه‌روها و اصلاح‌طلبان از او حمایت کنند و با موانعی مواجه نشود». بنابراین او تأکید می‌کند: «در نهایت، آینده تنش تهران و واشینگتن نه در میدان جنگ، بلکه پشت میز مذاکره تعیین خواهد شد؛ هرچند هنوز نشانه‌ای از اراده قاطع و مشترک برای رسیدن به توافق نهایی دیده نمی‌شود».

تصویر روز
خبر های روز