مرگ یک ایرانی در نروژ خاطرات عجیبی را زنده کرده است
برترینها: مرگ امیرحسین کریمی در نروژ، برای بسیاری از ایرانیها فقط خبر تلخ یک تصادف نبود؛ بلکه یادآور دورهای شد که حالا انگار سالها از آن فاصله گرفتهایم. دورهای که برنامههایی مثل «آکادمی گوگوش» در شبکه من و تو برای بخشی از جامعه ایرانی، نوعی سرگرمی جمعی و تجربهای تازه محسوب میشد. بیش از دوازده یا سیزده سال از روزهایی میگذرد که مردم هر هفته منتظر پخش یک برنامه استعدادیابی بودند؛ برنامهای که در آن گوگوش، هومن خلعتبری و بابک سعیدی بهعنوان داور حضور داشتند و شرکتکنندگان برای جلب رأی مخاطبان رقابت میکردند.

آن روزها، تماشای یک رئالیتیشو موسیقی برای بسیاری از خانوادههای ایرانی تجربهای متفاوت بود. مخاطبان از داخل ایران رأی میدادند، درباره اجراها بحث میکردند و نام شرکتکنندگان در فضای مجازی و جمعهای دوستانه شنیده میشد. فارغ از قضاوت درباره کیفیت یا محتوای برنامه، «آکادمی گوگوش» آغازگر موجی از برنامههای استعدادیابی و سرگرمی بود که بعدها شکل گستردهتری پیدا کرد. پس از آن، پلتفرمهایی مانند فیلیمو، نماوا و دیگر سرویسهای نمایش آنلاین، ساخت برنامههای ترکیبی و رئالیتیشو را جدیتر دنبال کردند؛ از مسابقههای مافیامحور گرفته تا برنامههایی مثل «جوکر» که بر سرگرمی و تعامل میان چهرهها تمرکز داشتند.
اما فاصله میان آن سالها و امروز، فقط فاصلهای رسانهای نیست؛ بلکه شکافی اجتماعی و روانی هم هست. جامعه ایرانی در این سیزده چهارده سال، تحولات سنگینی را تجربه کرده؛ از بحرانهای اقتصادی و تورم گرفته تا فشارهای اجتماعی و سیاسی. در چنین شرایطی، به نظر میرسد بسیاری از مردم دیگر مثل گذشته فرصت یا حتی حوصله دنبال کردن یک برنامه هفتگی سرگرمکننده را ندارند. آن شور جمعی که زمانی پیرامون یک مسابقه تلویزیونی شکل میگرفت، امروز زیر سایه دغدغههای روزمره کمرنگ شده است.

شاید خبر درگذشت امیرحسین کریمی بهخودیخود یک خبر بزرگ جهانی نباشد، اما واکنش گسترده به آن نشان داد که برای بخشی از ایرانیها، او یادآور دورانی است که هنوز امید، سرگرمی و هیجان جمعی جای پررنگتری در زندگی داشت. دورانی که مردم میتوانستند برای ساعتی از فشار اخبار و مشکلات فاصله بگیرند و پای تلویزیون درباره موسیقی، استعداد و رقابت حرف بزنند. حالا با مرور آن تصاویر و نامها، بسیاری احساس میکنند آن دوره، بیشتر از آنچه تصور میشد، از امروز ایران دور شده است.