به روز شده در: ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۳:۳۰
کد خبر: ۷۴۷۰۷۷
تاریخ انتشار: ۱۱:۵۵ - ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۵

باهنر: برد موشک‌های ایران دیگر قابل مذاکره نیست؛ یعنی به کمتر از همان ۲۲۰۰ کیلومتر نمی‌رسد و این از خط‌ قرمزهای ما است

روزنو :. عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: در زمینه حقوق تنگه هرمز نیز باید تفاهم کنیم و به یک رژیم حقوقی برسیم، اگر ۴۰ یا ۵۰ یا ۱۰۰ سال از این تنگه درآمدی نداشتیم به معنای آن این نیست که همیشه رها باشد. از این کانال‌ها در نقاط مختلف دنیا زیاد هست مانند سوئز و پاناما که عوارض می‌گیرند.

باهنر: برد موشک‌های ایران دیگر قابل مذاکره نیست؛ یعنی به کمتر از همان ۲۰۰۰ تا ۲۲۰۰ کیلومتر نمی‌رسد و این از خط‌ قرمزهای ما است/ اگر ۴۰، ۵۰ یا ۱۰۰ سال از تنگه هرمز درآمدی نداشتیم به معنای آن این نیست که همیشه رها باشد/ میدان، میز مذاکره و کف خیابان هماهنگ هستند

ایرنا: عضو مجمع تشخیص مصلت نظام با تاکید بر هماهنگی میان میدان، میز مذاکره و کف خیابان، درباره ویژگی شخصیتی شهید لاریجانی رئیس پیشین مجلس شورای اسلامی، گفت: رئیس مجلس هنگامی می‌تواند خوب ریاست کند که بر دل نمایندگان حکومت کند و با قدرت استدلال نمایندگان را همسو کند و گرنه ریاست بر مجلس کاری بسیار سخت و پیچیده است و البته آقای لاریجانی در این زمینه مسلط بود.

مشروح مصاحبه با باهنر در ادامه می‌آید:

ایرنا: در آستانه چهلمین روز شهادت دکتر علی لاریجانی گفتگو را با بیان بررسی ابعاد شخصیتی این شهید آغاز می‌کنیم، چه خاطره یا ناگفته‌ای از دوران همکاری با شهید لاریجانی دارید؟

باهنر: در این جنگ ۴۰ روزه که از طرف امپریالیسم آمریکایی و صهیونیست‌های آپارتاید و سفاک به ما تحمیل شد و متحمل هزینه‌هایی شدیم البته ما نیز ضرباتی به آنها وارد کردیم تا جایی که در هر دو دوره جنگ آنها ناچار به ارائه درخواست آتش‌بس شدند؛ عزیزان زیادی از دست دادیم و در راس آنها امام شهید است که خدواند درجات ایشان را متعالی بگرداند. ایشان به هدف غائی و نهایی خودشان که بارها و بارها فرموده بودند رسیدند، هر چند ما از وجودشان محروم شدیم اما مطمئن هستیم که امام شهید نگران آینده ملت و دعاگوی آنها است. ما نیز امید زیادی داریم که انشاءالله این جنگ ظالمانه علیه کشورمان به پیروزی برسیم.

یکی از این عزیزانی که از دست دادبم و دل بسیاری از افراد را سوزاند «دکتر علی لاریجانی» بود. بنده دو دوره در مجلس هشتم و نهم نایب او بودم، واقعا خصوصیات ویژه‌ای داشتند. ما در این هفت الی هشت دوره‌ای که در مجلس بودیم روسای مختلفی را دیدیم اما دکتر علی لاریجانی یک شرایط و ویژگی‌های خاصی داشت و شاید اغراق نباشد اگر بگویم بی‌نظیر بود. قبل از مجلس، او مدتی رئیس رسانه ملی بود و پس از اینکه دوره ایشان در آن سازمان تمام شد و امام شهیدمان می‌خواستند حکم جانشینی را بدهند و جلسه تودیع و معارفه برگزار شد، تعاریف بلندی را از جناب لاریجانی کردند و فرمودند «حیفم می‌آید و دلم می‌سوزد که ایشان می‌رود». در حقیقت دوره ریاست وی، دوران بسیار طلایی صدا و سیما بود.

در این هفت الی هشت دوره‌ای که در مجلس بودیم، روسای مختلفی را دیدیم اما درباره دکتر علی لاریجانی شاید اغراق نباشد که بگویم بی‌نظیر بود.

بسیاری از این سریال‌های فاخری که تولید شد و همچنان هم جذاب است از امام علی(ع) تا مریم مقدس(س) و اصحاب کهف و تنهاترین سردار متعلق به دوران او بود، بعضی از این سریال‌ها در خارج از کشور آن چنان مشتری پیدا می‌کرد و با ترجمه پخش می‌شد. حتی نقل شده است که مثلاً فرض می‌کنیم بعضی از کشورهای اروپایی درباره سریال حضرت مریم سلام الله علیها می‌گفتند ما مسیحیان نتوانستیم به این شکل حضرت مریم(س) را به نسل امروز معرفی کنیم و با افتخار این سریال‌ها را می‌گرفتند. دوران وزارت ارشاد شهید لاریجانی نیز دوران ویژه‌ای بود و خوب کار کردند. او قبل از وزارت ارشاد مدتی نیز دبیر شورای امنیت ملی بودند و خدماتی داشتند.

شهید لاریجانی در دوره هشتم مجلس شورای اسلامی، اولین باری بود که وارد مجلس شد و من تا پیش از آن هفت دوره در مجلس بودم البته دوره اولی که به مجلس آمدم، شاید بعضی‌ها به من ایراد می گرفتند ولی من سکوت مطلق کرده بودم و بنا داشتم که یاد بگیرم. با این حال دکتر علی لاریجانی به محض اینکه وارد مجلس شد به ریاست قوه مقننه برگزیده شد و تقریبا نمونه مشابه این وضعیت در پس از انقلاب مربوط به ریاست آیت‌الله هاشمی بر مجلس اول بود.

ایشان با درایت و عمق نگری توانست مجلس را اداره کند. دوره‌های هشتم و نهم از دوره‌های درخشان اداره مجلس بود که دکتر لاریجانی با سوابق درخشان و ارتباط‌هایی که با امام شهید داشت توانست از عهده اداره آن برآید. شاید برخی از کسانی که فلسفه خوانده بودند از این حرف من ناراحت و عصبانی شوند اما این قشر دو گروه هستند؛ یک گروه به طور مستقیم از علوم انسانی وارد این وادی می‌شوند و گروه دیگر دیگر از علوم ریاضی و مهندسی وارد عرصه فلسفه می‌شوند. معمولا گروه دوم بسیار عمیق‌تر وارد بحث می‌شوند و دکتر لاریجانی جزو این دسته بودند، او از رشته ریاضی و برق شروع کردند و سپس به سمت فلسفه آمد و یک فرد عمق‌نگر بود که ژرفای مسائل را می‌دید.

او در آخرین مسئولیتش به عنوان دبیری شورای عالی امنیت ملی خیلی از اوضاع و مسائل جامعه را جمع کرد. در جلسات مختلفی خدمت ایشان بودیم و در زمینه مسائل اقتصادی و معیشت مردم، امنیتی، اطلاعاتی و ضد اطلاعاتی، سیاسی و نظامی کارهای زیادی انجام دادند و توانست مقداری از مسائل مردم را حل کنند. دکتر علی لاریجانی در ماه‌های آخر با پاسخ‌هایی که به توییت‌های ترامپ می‌داد، دل مردم را خنک کرد.

دکتر علی لاریجانی در ماه‌های آخر با پاسخ‌هایی که به توییت‌های ترامپ می‌داد، دل مردم را خنک کرد.فکر می‌کنم در اینجا لازم است از خانواده معظم ایشان هم یاد و تشکر کنیم. همسر شهید لاریجانی – خداوند به ایشان صبر و سلامتی بدهد – جزو خانم‌هایی هستند که دختر، همسر و مادر شهید است و دو مرتضی تقدیم انقلاب کرده است که یکی پدر بزرگوار ایشان حضرت آیت‌الله مرتضی مطهری است که امام (ره) درباره ایشان فرموده بودند که «مطهری پاره تن من است» و واقعا یکی از فلاسفه‌ای بود که قبل و بعد از انقلاب خوب درخشید. هنوز هم وقتی سخنرانی شهید مطهری را می‌شنویم گویی این سخنان متعلق به زمان حال است در حالی که پنجاه سال قبل ایراد شده است اما به قدری ایشان آینده‌نگر بود و از عمق وجودش سخن می‌گفت که انسان احساس می‌کند همین شب گذشته آن سخنرانی‌ها انجام شده است.

این خانم محترم آنچنان پدری را از دست داده‌اند و این چنین همسری را و پسری مانند آقا شهید مرتضی لاریجانی که از نخبگان دانشگاه صنعتی شریف بود. مرتضی پایبندی بسیار بالایی به نظام داشت و در این چند روز آخر اگر چه پدر را تهدید کرده بودند و هر لحظه ممکن بود به شهادت برسد اما گفته بود اگر با همراهی با او بتوانم یک روز عمرش را طولانی‌تر کنم، این وظیفه را انجام خواهم داد.

ایرنا: شهید لاریجانی سال‌ها رئیس مجلس شورای اسلامی بود و شما هم نایب رئیس ایشان بودید. مدیریت و رواداری این شهید در مجلس، با توجه به تنوع فکری و سیاسی نمایندگان چطور ارزیابی می‌کنید؟

باهنر: من در مجلس هشتم و نهم شورای اسلامی نائب ایشان بودم و پیش از آن هم، سه دوره نائب رئیس مجلس بودم و تقریبا شش دوره هم عضو هیات رئیسه مجلس بودم و از افراد موثر در اداره مجلس به شمار می‌رفتم و مدیریت آقای لاریجانی را یک مدیریتِ خوب و استثنائی می‌بینم. شاید برای کسانی که سابقه حضور در مجلس نداشته باشند، نحوه اداره این قوه چندان مفهوم نیست. همین الان هم گاهی روسای قوا که با یکدیگر صحبت می‌کنند بر این باور هستند که رئیس مجلس نیز به اندازه آنها می‌تواند در امور مربوط به قوه خود دخالت کند در حالی که اصلا اینگونه نیست و اساسا به رئیس مجلس در دنیا «سخنگو» می‌گویند زیرا چندان مختار نیست و اصطلاحا صرفا مانند یک ناظم جلسه را اداره می‌کند.

رئیس مجلس اگر بخواهد حرفش را به کرسی بنشاند باید بر دل نمایندگان حکومت کند زیرا مجلس جایی نیست که رئیس به نمایندگان بگوید به چپ چپ به راست راست! اما رئیس‌جمهور مثلا می‌تواند وزرایش را عزل کند یا رئیس قوه قضائیه می‌تواند معاونان خود را برکنار کند اما رئیس مجلس حتی نمی‌تواند معاونان، منشی‌ها و روسای کمیسیون‌ها را انتخاب کند بلکه بدنه مجلس آنها را انتخاب می‌کند. رئیس مجلس هنگامی می‌تواند خوب ریاست کند که بر دل نمایندگان حکومت کند و با قدرت استدلال نمایندگان را همسو کند و گرنه ریاست بر مجلس کاری بسیار سخت و پیچیده است و البته آقای لاریجانی در این زمینه مسلط بود.

آقای لاریجانی از همان روز اول که به مجلس رفت، با وجود رقبای قدرتمند توانست رأی نمایندگان را بگیرد و این موفقیت را با قوه استدلال به دست آورد.

خودِ آقای لاریجانی از همان روز اول که به مجلس آمد، با وجود رقبای قدرتمند توانست رأی نمایندگان را بگیرد و این موفقیت را با قوه استدلال و منطق به دست آورد. البته رؤسای دیگر مجلس نیز زحمات زیادی کشیده‌اند؛ از جمله مرحوم هاشمی رفسنجانی رضوان‌الله تعالی علیه، آقای حداد عادل، آقای ناطق نوری و همچنین آقای کروبی.

ایرنا: ارزیابی شما از ترور شهیدان لاریجانی و خرازی که چهره‌های دیپلماتیک برجسته ای بودند، چیست و چه تلقی از رفتار رژیم اسرائیل در ترور قوه عاقله کشور دارید؟

باهنر: ترورهای رژیم اسرائیل هدفمند بود و از همان ابتدا دانشمندان هسته‌ای و فرماندهان نظامی ما را زد که این اقدام سفاکانه با هیچ‌ یک از مقررات بین‌المللی سازگار نیست.

 جاهایی که ما جایگزین‌های مناسبی برای شهدا داریم جایگزین می‌کنیم، همه آنها از رئیس ستاد مشترک جناب باقری و آقای موسوی و دیگران حیف بودند و افراد بسیار ارزشمندی بودند. آقای ذوالقدر هم تشریف بردند و دبیر شورای عالی امنیت ملی شدند و ما آرزوی توفیق برای ایشان داریم ولی بالاخره آقای لاریجانی یک شخصیت استثنایی بود.

ایرنا: ارزیابی شما از جنگ ۴۰ روزه چیست؟ عملکرد نیروهای مسلح، مردم ومسئولین در این جنگ چگونه بود؟

باهنر: این هجمه و حمله‌ای که ظرف این چند ماه از جنگِ ۱۲ روزه گرفته تا آن «غوغا و بلوایی» که در کشور به وجود آوردند و بعد هم این جنگ اخیر که بالاخره طولانی شد؛ فشار سنگینی علیه ایران بود اما به قولِ امام شهیدمان هرچند محاسبات دشمنان درست است ولی اطلاعاتشان بعضاً درست نیست. من، به عنوان یکی از کسانی که بالاخره نانِ این مملکت را خوردم و این مملکت خرجِ زیادی برای من کرده است به تک‌تک مردم بدهکارم اما به عنوان یک مسئول که ۲۸ سال در مجلس و مجمع‌ بودم باید اقرار کنم که مردم را اینگونه که هستند، نمی‌شناختم، یعنی مردم این‌جوری پای کار بایستند.

دشمنان فکر می‌کردند ظرف دو الی سه روز بمباران می‌کنند و (عده‌ای) در داخل بر علیه نظام بلند می‌شوند و کار را تمام می‌کنند. زمان جنگ تحمیلیِ هشت ساله نیز صدام همین فکر را کرده بود؛ می‌گفت سه روز پس از حمله به تهران می‌آیم و سخنرانی می‌کنم. تصور دشمنان این بود که (مقاومت) ایران را از بین می‌برند، مردم هورا می‌کشند و به استقبال پهلوی می‌روند! از ابتدای انقلاب می‌گفتند اگر بتوانیم رابطه امت و امام یا رابطه مردم با حاکمیت را ضعیف کنیم، به اصطلاح امروز «سرمایه اجتماعی» فروکاسته شود و تنزل پیدا کند، نظام جمهوری اسلامی دچار مشکل می‌شود چون همه قدرت نظام جمهوری اسلامی وابستگی آن به مردم است.

اگر دشمنان از روز اول جنگ نظامی و محاصره اقتصادی را به تحمیل کردند، جنگ رسانه‌ای راه انداختند، تحریم‌های سنگین نظامی، فناوری و اقتصادی به راه انداختند و به تعبیر امام شهیدمان، «جنگ ترکیبی» و «جنگ شناختی» راه انداختند و از بابت تمام این‌ مسائل یک نقطه را می‌خواستند بزنند؛ آن نقطه این بود که مردم از حمایت از نظام خسته و کار را تمام کنند. اگر موفق می‌شدند نظام دیگر هیچ چیزی نداشت زیرا تمام سرمایه نظام مردم هستند بنابراین دشمن همه همتش را گذاشت و مخصوصاً بعد از آن داستان (۱۸ و ۱۹ دی ماه ۱۴۰۴). در این جنگ اخیر هم محاسبه‌ دشمنان این بود که مردم چون خسته هستند، چند تکه می‌شوند! با این حال مردم پنجاه، شصت روز است که در میدان حضور دارند.

حضرت آیت‌الله جوادی آملی در ویدئویی فرمودند که من برابر این مردم سر تعظیم فرو می‌آورم یا اینکه امام شهیدمان فرمودند «این ملت برای مقابله با دشمن مبعوث شده است» که حاکی از اتفاقاتی بود که غیر از مشیت الهی و قابلیت مردم، امکان‌پذیر نبود. تورم، بیکاری، تولید پایین، حتی پیش از جنگ ۱۲ روزه مشکلات اقتصادی و معیشتی برای مردم ایجاد کرده بود و آنها اکنون نیز متحمل فشارهای زیادی هستند اما همچنان شب‌ها به میدان‌ها می‌روند و شعار «مرگ بر آمریکا»، «مرگ بر اسرائیل» می‌گویند؛ پرچم ایران را می‌بوسند، تقدیس می‌کنند و می‌چرخانند که همان بعثت مردم ایران است.

بنابراین مضمون سخن آیت‌الله جوادی آملی این بود که «من مقابل این مردم سجده می‌کنم»، علما و بزرگانی که در سرتاسر عمر خود اهل تهجد و نوافل بودند این واکنش را به حضور مردم ایران دارند اما بالاخره جنگ هزینه دارد، در این جنگ خانه‌ها بمباران شد و عده‌ای شغل خود را از دست دادند.

هزینه‌هایی که به ما تحمیل شد باید توسط دشمنان پرداخت شود اما از این مهم‌تر مسئله «نیروی انسانی» ما است. نیروی انسانی مقتدر و توانمندی از دانشمندان هسته‌ای، فرماندهان نظامی، علما، مسئولینی توسط دشمن به شهادت رسید که باید جواب تک تک افرادی که به شهادت رساند و خانه‌هایی که خراب کرد را بدهد. البته طبیعی است که چیزهایی بدست آوردیم که یکی از آنها شناخت بهتر مسئولان از مردم بود و فهمیدیم ملت بسیار بزرگوار، باصلابت، صبور، بردبار، بصیر، آینده‌نگر، ژرف‌نگری هستند.

گاهی اوقات که به خیابان‌ها سر می‌زنیم، افرادی را می‌بینیم که اصلا چهره و تیپ آنها شباهتی با این مسائل ندارد و حتی تا دو ماه پیش نیز درباره برخی مسائل مانند گرانی غر می‌زدند. یکی از دوستان من از خانمی با تیپ متفاوت در تجمعات پرسیده بود چرا در این تجمع شرکت کردی و او در پاسخ گفته بود: «زندگی و مرگ شرافتمندانه را به زندگی بدون شرف ترجیح می‌دهم». این تفکر در اسلام نیز زمینه دارد و معروف است که امام حسین (ع) روز عاشورا در مقابل دشمن فرمود: «اگر دین ندارید، لااقل آزاده باشید»، بنابراین خود آزاده بودن یک افتخار است. در همین ماجرای پویش «جانفدا برای ایران» هر چند برخی از بیرون کشور می‌گویند رقم ۳۰ میلیونی با هوش مصنوعی ساخته شده است یا تقلب شده است اما چند روز قبل شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی همت کرد و گفت دختران «جان فدا» به خیابان بیایند، دیدید که چه جمعیتی حاضر شدند!

شرایط که آرام شد و برای اینکه باز هم دشمنان بفهمند ایران یعنی چه، هر استان یک شب را معین کند تا جان‌فداها به میدان یکی از شهرهای آن استان بیایند، آن وقت خواهد فهمید که عدد جان‌فداها تقلبی است آیا واقعی؟ کجای دنیا را سراغ دارید هنگامی که اعلام شود سایتی وجود دارد که هر کس می‌خواهد جانش را فدا کند بیاید و در آنجا ثبت‌نام کند، ظرف ۱۵ روز ۳۰ میلیون نفر ثبت‌نام کنند؟ این همان بعثت امت اسلامی است. ممکن است گاهی اوقات در بعضی میادین شعارهای تندی داده شود ولی من خیال مردم را راحت می‌کنم که بحمدالله اتحاد و همدلی و همراهی در کشور وجود دارد و در میدان، میز مذاکره و کف خیابان، هر سه با همدیگر هماهنگ هستند. شرایط در حال مدیریت است و انسجام، اتحاد و همدلی بین مردم و مسئولین وجود دارد.

ایرنا: رئیس‌جمهور آمریکا در تازه‌ترین اظهارات خود با طرح دوقطبی موافق و مخالف مذاکره یا تندرو – میانه‌رو به دنبال تفرقه افکنی در کشور هست، ارزیابی شما از این اقدام ترامپ و واکنش مسئولین ما چیست؟

باهنر: امریکایی‌ها به هر کاری دست می‌زنند برای اینکه به اصطلاح بگویند برنده شده‌اند. اصطلاحا وقتی کسی در حال غرق شدن است به هر تخته پاره‌ای متوسل می‌شود اما اگر دو صدایی در کشور بود این ملت ۶۰ روز کف خیابان‌ها از نیروهای مسلح، مذاکره‌کننده‌ها، مسئولین و سران قوا حمایت نمی کردند. «شورای عالی امنیت ملی» در قانون اساسی تعریف شده است و سران سه قوه نماینده‌های رهبری هستند، همچنین در این ساختار مسئولین نظامی و وزرای دولت و ... هستند و ترکیب آنها مشخص است.

شورای عالی امنیت ملی همزمان در حال تصمیم‌گیری است. عده‌ای مسئول میدان، عده‌ای مسئول میز مذاکره هستند و عده‌ای هم مسئول هماهنگ کردن مردم هستند. دشمنان از این خواب‌های آشفته زیاد دیدند، ترامپ هم هر روز که هیچ هر ساعت حرفش را عوض می‌کند؛ مثلا روز پنجشنبه که می‌شود خواهان جنگ است و قیمت نفت دو دلار بالا می‌رود و روز دوشنبه چون بازار بورس باز می‌شود، می‌گوید در حال مذاکره هستیم! خلاصه با شامورتی بازی می‌خواهد مساله را جمع کند اما این داستان نمی‌تواند ادامه پیدا کند. به‌رغم هزینه‌هایی که به ما وارد شد - البته ما نیز هزینه‌هایی را به آنها وارد کردیم- اما آینده را بسیار روشن می‌بینم، پیروزی نزدیک است و مردم نتیجه این ایثار و صلابت خود را خواهند دید.

اگر دو صدایی در کشور بود این ملت ۶۰ روز کف خیابان‌ها از نیروهای مسلح، مذاکره‌کننده‌ها، مسئولین و سران قوا حمایت نمی کردند.

ایرنا: مقام‌های کشورمان بارها تاکیده‌اند که دور باطل جنگ-آتش‌بس- مذاکره- جنگ باید به نوعی درست و معقول پایان پذیرد. چه راهکاری برون رفت پیشنهاد می‌کنید؟

باهنر: در گذشته چند دوره مذاکره با آنها را تجربه کردیم اما همان‌طور که در برجام شاهد بودیم، رئیس‌جمهور آمریکا این سند را مقابل دوربین پاره کرد و از معاهده خارج شد. حتی در مواردی که به تعهدات خودمان عمل کردیم باز هم آنها تعهدات خود را نقض کردند. بنابراین، به تعهدات کتبی و کاغذی نمی‌توان به‌طور کامل اعتماد کرد. البته هر جنگی در تاریخ، سرانجام با مذاکره به پایان می‌رسد و به‌طور ابدی ادامه نخواهد داشت. با این حال این‌بار مسئولان باید هوشیار باشند که اگر قرار بر تفاهم‌هایی باشد، این تفاهم‌ها باید گام‌به‌گام انجام شود یعنی اگر یک قدم پیش می‌رویم، باید آن‌ها نیز یک قدم بردارند، نمی‌توانیم بگوییم ما به تعهدات خود عمل می‌کنیم و بعد آن‌ها زیر تعهدات خود بزنند.

ما در مذاکرات، موضوعات اساسی از جمله پژوهش‌های هسته‌ای داریم و باید مشخص کنیم چه مقدار سانتریفیوژ داریم، چقدر کار می‌کنند و چه نسبتی از غنی‌سازی را در نظر را داریم، این موارد بحث‌های تخصصی است که کارشناسان باید درباره آن نظر بدهند. اما نباید در مسائل پژوهشی و آزمایشگاهی هسته‌ای هیچ‌گاه توتقفی داشته باشیم، زیرا دانشمندان هسته‌ای ما جزو افتخارات کشور هستند و به کار خود ادامه خواهند داد. همچنین، موضوع تحریم‌ها از جمله تحریم‌های بانکی، تجاری و سایر تحریم‌ها باید به طور کامل رفع شود. هنچنین برد موشک‌ها نیز قابل مذاکره نیست.

برد موشک‌های ما دیگر قابل مذاکره نیست؛ یعنی به کمتر از همان ۲۰۰۰ تا ۲۲۰۰ کیلومتر نمی‌رسد و این از خط‌ قرمزهای ما است.

در مورد برد موشک‌ها، زمانی می‌گفتند باید برد را کاهش دهیم و مثلاً به ۴۰۰ یا ۸۰۰ کیلومتر برسانیم البته برد موشک‌های ما که رسماً ۲۰۰۰ تا ۲۲۰۰ کیلومتر اعلام شده بود اما در جریان جنگ، برای اینکه نشان دهیم در انبارها تجهیزات دیگری داریم، یک موشک ۴۰۰۰ کیلومتری به آن‌ها نشان دادیم تا بفهمند قضیه چیست. برد موشک‌های ما دیگر قابل مذاکره نیست یعنی به کمتر از همان ۲۰۰۰ تا ۲۲۰۰ کیلومتر نمی‌رسد و این از خط‌ قرمزهای ما است.

در خصوص تنگه هرمز، باید رژیم حقوقی مشخصی بر آن حاکم شود که فعلاً قصد ورود به جزئیات آن را ندارم؛ چرا که مباحث حقوقی پیچیده‌ای در تعامل با همسایگان دارد. پس از حل این موارد، دوره‌ای را خواهیم داشت که باید مسئله رابطه ایران با همسایگان را پیگیری کنیم، همسایگان ما در این جریان جنگ آسیب دیدند شاید هم حقشان بود. بسیاری از حملات به کشور ما از پایگاه‌های آمریکایی مستقر در کشورهای همسایه انجام شد. ما روز اول هشدار داده بودیم و پاسخ محکمی هم دادیم اما واقعیت این است که ما با کشورهای همسایه دعوایی نداریم اما آن‌ها باید در رفتارهای خود تجدیدنظر کنند.

همان‌طور که ترامپ می‌گفت آمریکایی‌ها، دنبال «گاوهای شیرده» هستند تا آن‌ها را بدوشند؛ حال که آمریکا چند سال آن‌ها را دوشید، آیا توانست کمکی به امنیت آنها بکند؟ اگر نتوانست باید در رویکردشان تجدیدنظر کنند. ما هیچ دعوایی با همسایگان نداریم و می‌توانیم با آنها مذاکره کنیم و با رسیدن به منافع مشترک، امور را پیش ببریم. البته بازسازی آثار جنگ و تخریب‌هایی که انجام شده است، صنایعی که مورد حمله قرار گرفت، باید در برنامه باشد و دولت هم خوب کار کرد و خیلی زحمت کشید و باید دست مریزاد به آن بگوییم.

ما هیچ دعوایی با همسایگان نداریم و می‌توانیم با آنها مذاکره کنیم و با رسیدن به منافع مشترک، امور را پیش ببریم.

اما برای بازسازی‌ها باید یک ستاد خیلی قدرتمندی به وجود بیاید که در آن قوه مجریه و نیروهای مسلح مشارکت کنند، این امکاناتی که در مسائل هسته‌ای، در تولید موشک شاهد بودیم در بخش خصوصی هم داریم و می‌توانند دست به بازسازی بزنند. بسیاری از زیرساخت‌های کشور در گذشته توسط بخش خصوصی ساخته شده است و این‌ها جان فدای ایران هستند، حاضرند ولی باید تحویلشان بگیریم و با آنها کار کنیم.

ایرنا: آمریکا از طرفی ادعای مذاکره دارد، از طرف دیگر محاصره دریایی انجام می‌دهد! این محاصره در نهایت به ضررش نخواهد بود؟

محمدرضا باهنر: ببینید هیات حاکمه آمریکا هر از گاهی یک رئیس‌جمهور می‌آورد، پس از مدتی خودشان می‌گویند این فرد دیوانه است. زمانی، بوش پسر بود و الان هم نوبت ترامپ است که می‌گویند دیوانه است و زیر پاره‌ای از مسائل بین‌المللی می‌زند. مثلا همین آقا از یونیسف و قرارداد ریو خارج شد، بعضی وقتا هم تهدید می‌کند که از سازمان ملل هم خارج می‌شود! البته اگر در موردی به نتیجه رسیدند می‌گویند ما پیروز شدیم اما اگر هم باختند، می‌گویند آن فرد دیوانه است. شما یک هفته سخنرانی‌ها، مذاکرات، صحبت‌های آقای ترامپ را پیگیری کنید، کلی تناقض در آن می‌بینید، آنها هر راهی را می‌روند برای اینکه یک قدم از این وضع دور شوند.

الان نیز دنبال حرفی می‌گردند که به ‌اصطلاح به مردم خود و به منطقه بگویند این همه هزینه‌هایی که تحمیل کردیم دستاورهایی هم داشته است! این دستاورد واقعی نیست و باید تولید کند. زیرا تولید ناخالص داخلی آنها کاهش پیدا کرد و تورم بوجود آمد البته رژیم صهیونیستی فرق دارد، این رژیم دنبال این است که جنگ ادامه پیدا کند. گاهی اوقات واقعاً احساس می‌کنم که این لابی صهیونیست‌هاست که ملت آمریکا را به گروگان گرفته است؛ یعنی هزینه‌ها را به ملت آمریکا تحمیل می‌کند تا خودش پایدار بماند.

ایرنا: بنابراین تناقض‌گویی ها صرفا ناشی از ویژگی‌های ترامپ نیست بلکه یک نظم منطقی پشت آن هست؟

باهنر: همانطور که عرض کردم آنها چون دستاورد نظامی ندارند می‌خواهند چیزی از بیرون پیدا کنند و به عنوان دستاورد ارائه کنند.

ایرنا: همانطور که اشاره کردید مردم از آغاز جنگ تاب‌آوری بسیار بالایی از خود نشان دادند و یکی از مولفه‌های این تاب‌آوری تلاش شبانه‌روزی مسئولین برای تهیه کالاهای اساسی، سوخت و ... بود. ارزیابی شما از این مسئله چیست؟

باهنر: دولت در اداره عمومی کشور بسیار زحمت کشید و به قول معروف بدون اینکه سر و صدایی کند خدمات لازم را ارائه کرد و رئیس‌جمهور محترم، معاون اول وزرا به میدان آمدند. این جنگ خانمان‌سوز و خانمان برانداز که ۶۰ روز به ما تحمیل شد، شوخی نبود، واقعا در بعضی کشورها وقتی جنگ می‌شود به یکباره مردم فروشگاه‌ها را غارت می‌کنند، دست به دزدی می‌زنند اما کشور ۶۰ روز در شرایط جنگی اداره شد، پمپ‌های بنزین خلوت بود و یارانه‌ها به موقع پرداخت شد.

حتی بعضی اوقات دولت به کسانی که اقساط داشتند فرصت نیز داد یا اعلام کرد جریمه دیرکرد را نمی‌گیرد یعنی علاوه بر امکاناتی که به صورت معمول می‌داد امکانات بیشتر هم داد. جابجایی جمعیت هم در این دوره زیاد بود و بعضی استان‌ها مهاجر فرست و بعضی مهاجر پذیر شده بودند و مساله کنترل این جمعیت و تامین نیازهای آنها بسیار دشوار بود، بنابراین واقعا از دولت سپاسگزار هستیم.

ایرنا: فردای جنگ را چطور می بینید؟ آیا ایران پسا جنگ می تواند به عنوان یکی از قدرت‌های جهان جایگاه خود را تثبیت کند؟

باهنر: این مسئله تقریبا در دنیا جا افتاده است و بسیاری از کارشناسان حتی کارشناس‌های آمریکایی و اروپایی گفته‌اند که بالاخره ایران خودش را نشان داد و مقابل ابرقدرتی که مدعی بود قدرت علی‌الاطلاق دنیا است، ایستاد. قدرتی که کارای بی‌ربط هم زیاد کرده است و مثلاً رئیس‌جمهور ونزوئلا را می‌دزد و قلدر بازی درمی‌آورد اما این قدرت به قول داش مشتی‌ها مقابل ایران لنگ انداخت و تسلیم شد و درخواست آتش‌بس کرد چون چیز دیگری ندارد.

یکی دیگر از مسائل ما تحریم‌ها است که باید به کل برداشته شود و جز شرایط غیرقابل برگشت ما است. همچنین در زمینه حقوق تنگه هرمز نیز باید تفاهم کنیم و به یک رژیم حقوقی برسیم، اگر ۴۰ یا ۵۰ یا ۱۰۰ سال از این تنگه درآمدی نداشتیم به معنای آن این نیست که همیشه رها باشد. از این کانال‌ها در نقاط مختلف دنیا زیاد هست مانند سوئز و پاناما که عوارض می‌گیرند.

امکانات بالقوه در کشور کم نداریم، فقط برای توسعه منابع نفتی در کشور شاید امکان چند تریلیون یورو یا دلار سرمایه‌گذاری وجود داشته باشد که باید انجام شود. در زمینه گاز در دنیا دوم و در نفت سوم یا چهارم هستیم ولی در مجموعه نفت و گاز در جهان اول هستیم و این امکاناتی است که در کشور وجود دارد. بعضیا به شوخی می‌گویند، سیاسیون حساب و کتاب ندارند من می‌گویم اقتصاد حساب و کتاب ندارد اگر خوب دانه بپاشید، سرمایه‌گذار اقتصادی جذب می‌شود، در میان ایرانی‌های مقیم خارج از کشور افراد ثروتمند، کارآفرین و دانشمندان زیادی داریم که باید به اینا روی خوش نشان داده شود تا به کشور بازگردند.

تصویر روز
خبر های روز