چهل سالگی فیلمی که تا هنوز و تا ابد دوستش داریم
روزنامه سازندگی: چهل سال از ساخت و نمایش فیلم «اجارهنشینها» میگذرد. فیلمی که از زمان اکرانش در جشنواره فیلم فجر تا امروز همواره مورد بحث و جدل بوده است. اما آنچه درباره این فیلم مهم همواره بدون بحث باقی مانده، این است که اجارهنشینها یکی از شاهکارهای سینمای ایران است که بعد از گذشت چهار دهه هنوز تازه و دیدنی است و حرف برای گفتن دارد.
یک فیلم مهم
اجارهنشینها فیلمی است که نامش در اغلب نظرسنجیهای منتقدان و کارشناسان درباره بهترین فیلمهای تاریخ سینمای ایران دیده میشود. فیلم اما از همان اولین اکرانش، جنجالبرانگیز شد. محسن مخملباف در نامهای که به سیدمحمد بهشتی، رئیس بنیاد فارابی نوشت از قصد خود برای انجام عملیات انتحاری علیه داریوش مهرجویی خبر داد: برادر عزیز از شما خیلی خوبی میگویند. خیلیها میگویند، دو سه سال پیش در محضر مهندس مرا امر به ثواب کردید، یادتان هست؟ پس منباب ثواب میگویم؛ حاجیواشنگتن را که گردن نگرفتید، اجارهنشینها به گردن چه کسی است؟ اگر فیلم را ندیدهاید، ببینید. اگر دیدهاید یک بار دیگر ببینید.
مهرجویی که فیلمش «مدرسهای که میرفتیم» توقیف شده و به تبعید خودخواسته به فرانسه رفته بود، بعد از بازگشت به ایران «اجارهنشینها» را ساخت و البته دوره تازهای از فیلمسازیاش را آغاز کرد. عصری که با اجارهنشینها آغاز و با «میهمان مامان» در سال ١٣٨٢ به پایان رسید.

ایده اولیه یک کمدی ابزورد
داریوش مهرجویی اما در گفتوگوهای سالهای اخیرش، وجود نگاه سیاسی و سمبلیک به عنوان نویسنده و کارگردان این اثر را رد کرد. او که «اجارهنشینها» را یکی از بهترین فیلمهای خودش میدانست در مصاحبهای درباره پیدایش ایده این داستان چیزهای متفاوتی میگوید: «موقعی که در فرانسه بودم دائماً از ایران برایم نامه میآمد که پاشو بیا که دارند خانهات را بالا میکشند. این موضوع، ایده و تلنگر اصلی برای اجارهنشینها شد. دیگر از ساختن فیلمهایی در فضای روستایی خسته شده بودم. میخواستم فیلمی از زندگی مدرن و آپارتماننشینی بسازم.
در فیلم اجارهنشینها، خانه قهرمان اصلی قصه است و همین موضوع بیش از همه تفسیر داستان به سمت استفاده سمبلیک از خانه برای بیان وضعیت میهن میبرد. مخملباف و شمقدری نیز تا حدودی چنین تعابیری از آن داشتند. مهرجویی اما میگوید: «اینها واقعا در ذهن من نبود. دلم میخواست این شخصیتها را از نظر روانی کنکاش کند. دنبال تعابیر سیاسی و اجتماعی نبودم. من اصلاً از سمبلیسم بدم میآید. در این فیلم هیچ شخصیتی، نماد و سمبل یک گروه یا صنف خاصی نیست. من اتفاقاً نگاهی فردگرایانه داشتم. دلم میخواست فیلم شبیه تئاتر ابزورد و جفنگ باشد. میخواستم همه چیز مسخره به نظر بیاید، آن هم درحالی که این آدمها خیلی جدی و واقعگرایانه نشان داده میشدند.
فیلم با نمایی از خانه آغاز میشود و آرام آرام شخصیتهای دیگر را معرفی میکند. هرچه میگذرد، شخصیت خانه شکل انسانی بیشتری میگیرد و انگار روح آن بیدار میشود. جایی وقتی آقای قندی با بازی اکبر عبدی مشغول آواز خواندن است، خانه انگار از طریق لولههای پوسیده، پاسخش را میدهد. یا زمانی که آقای باقری با بازی منوچهر حامدی به خانه قندی میآید تا علیه عباس سوپرگوشت جلسه بگذارد و عباس آقا با بازی عزتالله انتظامی از طریق بلندگوی دربازکن مقابل خانه، صدایشان را میشود سپس بعد از قطعی برق از حیاط خلوت استراقسمع میکند، گویی خانه جان دارد و در این مهلکه نقش بازی میکند. در سکانس پایانی که خانه تخریب میشود، گویی دارد فریاد میزند: «این ویرانی نتیجه بیتوجهی و خودخواهیتان است».

پرفروش و ماندگار
اجارهنشینها از معدود فیلمهایی است که هم فروش خوبی داشت و هم ماندگار شد. این فیلم با حدود سه میلیون و ٥٠ هزار بیننده در گیشه حدود ٣٤ میلیون تومان فروش داشت که با توجه به قیمت دلار حدود ١٠٠ تومان در آن دوران، چیزی معادل ٧٠ میلیارد تومان بازگشت سرمایه داشته است. این فیلم از انتخاب بازیگران نیز در میان یکی از بهترین آثار سینمایی ایران قرار میگیرد. بازیگران همه گویی کاملاً بجا و برای نقشهای درست انتخاب شدهاند. عزتالله انتظامی، حمیده خیرآبادی، حسین سرشار، فریماه فرجامی، رضا رویگری، اکبر عبدی، منوچهر حامدی، سیاوش تهمورث، ایرج راد و فردوس کاویانی از بازیگران اصلی این فیلم هستند و هر کدام نقشآفرینی ماندگاری را بجا گذاشتهاند، هرچند فیلم هیچ شخصیت اصلی انسانی ندارد و در واقع قهرمان اصلی همان ساختمان متزلزلی است که در پایان فرو میریزد.